
3
هی یه دختر لب پنجرست
با دستای باز
در حال آواز
با موی بلند
ابروی کمند
چشای سیاه
دندون سفید
پیرهن گلگلی
نیگاش پرامید
...
خر نشیا...
...
پیرزن پیر
تو قحطی کیر
یه چش سفید....دندون سیاه
زجه می زنه
گیس کچلو...
تنش اسکلت
...نداره ابرو
....
مشغوله دعاست
اجل کجاست؟
پشت به پنجره...
نیگاش به دره
پش کی میاد
کی سر می رسه
توسرشه
این وسوسه
بپره پایین
میون کوچه
با دستای باز
لخت مادر زاد
آبروش بره
تا دسته به باد
در میاره لباساشو
آروم آروم
با نازو ادا
جلوی آینه
کمی میمونه
واسه چروکاش
هندی میخونه
صداش پر از دود سیگاره
هی
دخترک پیر
بپر پایین
وسط کوچه
مگه چی میشه
بمیر بابا
بمیر بیچاره
هی یه دختر لب پنجرس
با دستای باز
در حال آواز
....
....
....
تیتر روزنامه
پیر دختر پیر
تو قحطی کیر
از افسردگی
کیر تو زندگی
...
آره...کلا گاهی یه تلنگر کافیه تا یه بچه ی 7-8 ساله انگشتاش پوست چروکیده ی دستای باز یه پیرزن رو که لخت مادر زاد وسط کوچه دراز شده و نمایشنامه ی مسیح جنده رو تمرین میکنه، لمس کنه
...
بعدش هم نون هارو از رو زمین ور داره و در حالی که دودو تا چهارتا می کنه که به بابا بگم نونا ریخت رو زمین یا نه،چرخ دوچرخه رو از تو جوب در میاره و به مسیر مستقیمش ادامه میده
همین...
* BLAXAK
?
|
|