3




شایدم زندگی دونفره پشت یه دیوار بزرگ ،میون سبز های قشنگ و آبی های وسیع و رنگ های دلنشین
شایدم زندگی توی سفید مات و سرد و سیاه مخدر
شایدم زندگی تو سبز سیر و کم رنگی که ممکنه سبز نباشه و آبی چشمای تو موقع تعارف زدن هر چیزی باشه
شایدم زندگی تو خاکستری و سیاه خفگی که زنجیراش هی خاکستریش رو بیشتر می کنه و کنتراستش رو کمتر
شایدم تو رنگ سرخ سام تایمز ا فیل ام گُنا برک دَون دِ کرای
شایدم آبی سرد و مات وقتی تمام خطوط بریده شدن و تب معکوس میاد سراغت
شایدم زندگی تو تحمل سلیقه بنفش و نارنجیِ یه پروانه آنتاچبل
...شایدم تو افسانه های سبز و آبی و کف آلودِ ...آیس اند فایر...این مای هارت
شایدم خیره شدن و انفجار تو کرم و قرمز فرش ها
شایدم زندگی تو توسی شلوار جین دخترک وقتی تو سفیدی پاهاش فِید اوت میشه
شایدم غلطیدن شراره های سنگین سرخ تو وجود سیگاری
شایدم زندگی روی یه میز قهوه ای وقتی یه لیوان زرد یا زرشکی چشمک می زنه که بیا ساک بزن
هوم





* BLAXAK ?